پنج شنبه , اسفند ۳ ۱۳۹۶
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / بنیان‌های فانتزی / قسمت اول: حماسه‌ی گیلگمش

بنیان‌های فانتزی / قسمت اول: حماسه‌ی گیلگمش

بنیان‌های فانتزی / قسمت اول: حماسه‌ی گیلگمش

فانتزی بیش از هر ژانر دیگری، تمایل به آزمودن حماسه‌های باستان دارد. چه مطالعه‌ی نمونه‌های اصلی و بازسازی‌هایشان باشد و چه درک تاریخی‌ای از خود روایت، یا صرفاً میل به تجربه‌ی اسطوره‌ها و افسانه‌هایی که عصرها به حیات خود ادامه داده‌اند، این کتاب‌ها همچنان برای ما زنده باقی می‌مانند. این مجموعه پست‌ها درباره‌ی بعضی از مهم‌ترین متون اسطوره‌ای در تاریخ و اینکه چطور به فانتزی مدرن مرتبط هستند، خواهد بود.

داستانِ پشت داستان
حماسه گیلگمش یکی از اولین کتاب‌هایی است که ما در تاریخِ ثبت شده داریم. داستان‌های اصلی درباره‌ی شخصیتی در اوایل قرن هجدهم پیش از میلاد است. متن اولیه بین قرن سیزدهم و دهم پیش از میلاد به خط میخی روی لوح‌های سنگی نوشته شده است. سپس به مدت هزاران سال گم شد تا اینکه در سال ۱۸۵۰ در حفاری نینوا باری دیگر کشف شد. همچون زمان حاضر، دهه‌ها طول کشید تا به انگلیسی ترجمه شود.
ترجمه‌ها در هنگام برخورد با شرایطی نظیر این، ماهرانه هستند. راینر ماریا ریلکه‌ی شاعر، یکی از اولین آدم‌هایی بود که آن را ترجمه کرد. جان گاردنر (که رمان فوق‌العاده‌ی گرندل، بازگویی‌ای از بئوولف از زاویه‌ی دید هیولا و هنر داستان‌نویسی: نکاتی درباره‌ی مهارت برای نویسندگان جوان را نوشته است) ترجمه‌ای دقیق‌تر و در عین حال دشوار برای خواندن از آن را انجام داد و هر محلی که متن واقعی از دست رفته بود را ذکر کرد. Penguin Classics ترجمه‌ای دو جلدی از اندرو جورج ارائه کرد که تحسین قابل توجه‌ای نصیبش شد. برای نسخه‌ای شاعرانه‌تر و شاید با دقت کمتر، ترجمه‌ی استفن میچل کاملاً مناسب و خواندنی است که از استنتاج‌ها و داستان‌های اولیه‌ی فوق‌الذکرِ گیلگمش برای پر کردن شکاف‌های از دست رفته، استفاده کرده است.

حماسه‌ی گیلگمش
داستان با گیلگمش، فردی دو سوم خدا و یک سوم انسان آغاز می‌شود که به عنوان شخصی مستبد به مردم اوروک ستم می‌کند. مردم عادی به درگاه خدایان التماس و زاری می‌کنند، آنها نیز دعاهایشان را اجابت می‌کنند، اما به جای نابود کردن گیلگمش به خاطر غرور و گستاخی‌اش، برای او دوستی از خاک رس به نام اِنکیدو می‌آفرینند. اِنکیدو وحشی و رام نشده اما در عین حال مهربان است. حال موضوع تمدن و بیابان و اینکه انسان متمدن از نظر اخلاقی بدتر از انسان وحشی است، از طریق شخصیت‌های اصلی به پیش کشیده می‌شود.
آوازه‌ی مرد وحشی به گوش گیلگمش می‌رسد و او شامهات، یکی از روسپی‌های معبد را برای اهلی کردن او روانه می‌کند. شامهات، اِنکیدو را به اوروک برمی‌گرداند و او و گیلگمش در نهایت با هم مبارزه می‌کنند. با وجود اینکه گیلگمش پیروز می‌شود، از قدرت این مرد وحشی شگفت‌زده می‌گردد و این دو تبدیل به دوستان وفادار و خوب یکدیگر می‌شوند.


اولین جستجویشان آنها را به کشتن هومبابا نگهبان هیولاوار جنگل سرو کشاند. آنها او را شکست دادند و گیلگمش می‌خواست از جان او بگذرد، با این حال اِنکیدو که حالا جنبه‌های بی‌رحمانه‌تری به خود گرفته است، به گیلگمش القا می‌کند که او را بکشد. آنها این کار را می‌کنند و چند درخت بزرگ را به اوروک می‌برند تا از آنها یک در برای معبد بسازند.
الهه ایشتار کمر به اغوای گیلگمش می‌بندد، ولی گیلگمش او را رد می‌کند. الهه از روی کینه گاو آسمانی را به سمت هر دوی آنها روانه می‌کند. گاو آسمانی به خودِ اوروک آسیب می‌رساند، اما قهرمانان او را می‌کشند. با این حال، کشتن هم هومبابا و هم گاو آسمانی توسط آنها عواقبی در پی دارد؛ خدایان فرمان می‌دهند که اِنکیدو باید بمیرد، و او به آهستگی چنان از بیماری ضعیف می‌شود که از دنیا می‌رود.

گیلگمش که دارای بخشی الهی است، مرگ را درک نمی‌کند. او بدون درک واقعی از آنچه که اتفاق افتاده است به جسد دوستش خیره می‌شود. اندوهش در تدفین حتی با گذشت چهار هزار سال، دردناک باقی می‌ماند.
او برای دیدار با اوتنابوریشت، خردمندی که راز جاودانگی را می‌داند، عازم می‌شود. با این حال زمانی که با اوتنابوریشت دیدار می‌کند، به او وظیفه‌ی نسبتاً ساده‌ای محول می‌شود: بیدار ماندن به مدت یک هفته! و تقریباً بلافاصله در انجام آن شکست می‌خورد.
گیلگامش برخلاف بسیاری از سفرهای قهرمانان، در ماموریتش شکست می‌خورد و موفق به برگرداندن ارباب دو جهان نمی‌شود. در عوض باید به آنچه که این برای فناپذیری خودش معنا می‌دهد بیاندیشد.


الهام‌ها
گیلگمش امروزه همچنان متنی الهام‌بخش است. معروف‌ترین نمونه در ادبیات گمانه‌زن، دو کتابی است که رابرت سیلوربرگ درباره‌ی گیلگمش با عنوان‌های «گیلگمش شاه» و «به سوی سرزمین زندگان» نوشته است.
از نظر موضوعی نیز، این اسطوره همچنان به تحت تاثیر قرار دادن ژانر فانتزی ادامه می‌دهد. موضوع بربریت در مقابل تمدن، موضوعی بسیار رایج در فانتزی مدرن است و راهش را به متون مختلفی همچون نغمه‌ای از یخ و آتش، مجموعه‌ی الریک اثر مایکل مورکاک، و داستان‌های کونانِ بربر اثر رابرت ای. هاوارد پیدا کرده است.
موضوع چنین پیوند دوستی‌ای در مجموعه‌ی «حرامزاده‌ی اصیل» اثر اسکات لینچ و مجموعه‌ی «فافرد و موش‌گیر خاکستری» اثر لیبر یافت می‌شود.
مهم تر از همه اینکه این اسطوره به میرایی، اندوه و درک می‌پردازد.

درباره ی Raistlin Majere

همچنین ببینید

کمیک دوران اژدها شوالیه آواره (۵ جلد کامل)

درود دوستان عزیز در ادامه ارائه های جشن ۷ سالگی دوران اژدها، امشب با ارائه …

پاسخ دهید