شنبه , دی ۲۹ ۱۳۹۷
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / جهان تِداس / قسمت دوم / الف‌ها: بخش دوم

جهان تِداس / قسمت دوم / الف‌ها: بخش دوم

الف‌ها: بخش دوم

افسانه‌ها و تاریخ ثبت شده

الف‌های تِداس عمری طولانی‌تر از انسان‌ها ندارند، اما افسانه‌های الفی بیان می‌دارند که همیشه اینگونه نبوده است. آنها روزگاری نژادی جاودان بودند و «استفاده از جادو برایشان به آسانی نفس کشیدن» بود و اجرای بعضی از افسون‌هایشان سال‌ها به طول می‌انجامید که در سمفونی بی‌پایانی دهه‌ها طنین‌انداز می‌شد. آنها در هماهنگی کامل با جهانِ طبیعت زندگی و پانتئونی از خدایان خودشان را پرستش می‌کردند. جادویشان قادر بود که شاهکارهایی ظاهراً غیرممکن، نظیر خلق جهانی فِیدگون و منحصر بفرد به نام «تقاطعات» و حفظ مخزن جادویی «ویر دیرتارا» را به انجام برساند.

افسانه‌های الفی می‌گویند اولین شِملِن‌هایی (عبارتی به معنای «فرزندان شتابنده» که الف‌های باستان برای توصیف انسان‌ها استفاده می‌کردند که به زندگی‌های کوتاه‌شان اشاره داشت) که الف‌ها با آنها مواجه شدند، مردمی قبیله‌ای بودند که از «پار وولِن» به جنوب آمدند. الف‌های باستان با انسان‌ها صمیمانه برخورد کردند، اما خیلی زود متوجه شدند که زادآوری با انسان‌ها تنها منجر به تولد نوزادان انسان می‌شود، حال آنکه تماس‌شان با «فرزندان شتابنده» موجب گشت که بهار زندگی الف‌ها تسریع پیدا کند. برای اولین بار، الف‌ها شروع به پیر شدن و مردن کردند.

 

 

الف‌ها از ترس، از برخورد با انسان‌ها صرف‌نظر کردند. متاسفانه، قبایل انسانی جای خودشان را به امپراطوری تِوینتر دادند که پس از ناپدید شدن خیلِ سفرا و مهاجرنشین‌هایشان، انزوای الف‌ها را به مثابه‌ی عداوت برداشت کردند و در سال ۹۸۱- باستان اعلام جنگ نمودند. اِلوِنان، میهن الف‌ها، به مدت شش سال تحت محاصره قرار گرفت، اما زمانی مورد تهاجم قرار گرفتند که مجیسترها از جادوی خون برای فرو بردن آرلاتان، شهر پایتخت الف‌ها به درون زمین استفاده کردند، شهری که از آن پس هرگز دوباره دیده نشد. در پیامد آن، بازماندگان الف به سرعت به بردگی کشیده شدند و آثار فرهنگ و تمدن‌شان از دست رفت. با بردگی، عاقبت حیات تمام الف‌ها تسریع یافت و جاودانگی‌شان از دست رفت. تقویم الفی که با برپایی آرلاتان دایر شده بود، توسط امپراطوری ممنوع اعلام شد. هر چند که موجودیت این تقویم توسط محققان امروزیِ خارج تِوینتر تصدیق شده است، ولی علم اینکه الف‌ها ورای رویدادهایی معدود، چگونه گذر زمان را مشخص می‌کردند، حال به فراموشی سپرده شده است. جزئیات دقیق جنگ خود در ژرفای تاریخ کاملاً فراموش گشتند، اگر چه اشیایی که در ویرانه‌های امپراطوری درون «جنگل برِسیلین» یافته شده است، غارت و چپاول اِلوِنان را نشان می‌دهند و یا اینکه بعضی از الف‌هایی که به امپراطوری ملحق شده‌اند، این اشیا را با خود آورده‌اند. با این حال الف‌ها معتقدند آرلاتان به این دلیل تسلیم امپراطوری شد که خدایان‌شان نمی‌توانستند مداخله کنند، چرا که توسط «فِن‌هارلِ» ظاهراً خائن مهر و موم شده بودند.

 

 

پس از نسل‌ها بردگی، بردگانِ الف، تحت رهبری «شارتان»، در میان پرشورترین حامیانِ قیامِ «آندراسته» پیغمبرِ زن علیه امپراطوری تِوینتر بودند. شارتان و الف‌ها دوشادوش آندراسته در تلاشش برای خلع نمودن مجیسترهای توینتر در سال ۱۰۲۰ تقویم امپراطوری توینتر جنگیدند و با پیروزی آندراسته، به خاطر وفاداریشان به عنوان پاداش سرزمینی در دیلز به آنها اعطا شد. آنها سفرشان به میهن جدیدشان را «راه‌پیمایی طولانی» می‌خواندند. بسیاری در این مسیر تلف شدند، بعضی حتی به توینتر بازگشتند، اما بیشترشان به راه‌شان ادامه دادند.

در دیلز، الف‌ها دومین میهن‌شان را بنا و اقدام به بازیابی فرهنگ و دانش نژادی فراموش شده‌ی اِلوِنان، از جمله پرستش خدایان الفی‌شان کردند. آنها اولین شهرشان، «هالامشیرال» (به معنی «پایانِ سفر») را ساختند و خودشان را از انسان‌ها مجزا کردند. از مرزها محفلی به نام «شوالیه‌های زُمُرد» محافظت می‌کرد. تا سال‌ها انسان‌ها به یادبود آندراسته وفادار بودند و به متحدان الف‌شان احترام می‌گذاشتند. اما با گذشت نسل‌ها و همانطور که «مناجات روشنایی» و مذهب «خالق» در سراسر شهرهای همسایگان دیلز پخش می‌شد، «دریکون» لشکرکشی‌های والایش را آغاز و امپراطوری «اورلِی» را پایه‌گذاری کرد. بدین ترتیب روابط دیپلماتیک بین دیلز و انسان‌ها به تیرگی گرایید، چرا که الف‌ها از تغییر کیش و آیین خود سر باز زدند و منزوی باقی ماندند. تاریخ‌نگاران انسان ادعا می‌کنند که این خصومت با عدم یاری الف‌های دیلز در طی «دومین بلایت» آمیخته شد. انسان‌ها ادعا می‌کنند جنگ با الف‌ها زمانی آغاز شد که دسته‌ی تاراجِ الفی کوچکی به شهر انسان‌نشین نزدیکی به نام «رِد کراسینگ» در سال ۲:۹ «عصر شکوه» حمله کرد که منجر شد «چنتری» در نهایت خواستار لشکرکشی والایی علیه الف‌ها شود که «مونتسیمارد» را تسخیر و «وال رویئوکس» را مصاحره کرده بودند، و ادعا می‌کنند که آنها مورد حمله‌ی دیلز قرار گرفتند. الف‌های دیلز ادعا می‌کنند که تمپلارها پس از آنکه الف‌ها مبلغان مذهبی چنتری را از قلمروی پادشاهی‌شان بیرون انداختند، به دیلز یورش آوردند. چرا که الف‌ها از تغییر کیش و آیین خود به دین آندراسته سر باز زدند.

روایات نوشته شده در «دینان هانین»، مقبره‌ی شوالیه‌های زمرد، نشان می‌دهد که در هر دو ادعا اندکی حقیقت نهفته است که هر دو سمت مسئول بالا رفتن خصومت‌ها بین اورلِی و دیلز بودند.

هنگامی که دیلز سقوط کرد، الف‌ها مجبور شدند که دومین میهن‌شان را رها کنند و از آن زمان به بعد میهن دیگری نداشته‌اند و فرهنگ‌شان حتی بیش از پیش از آنها دور و جدا شد. بسیاری از الف‌ها شروط متجاوزان انسان‌شان را پذیرفتند و رفتند تا در «بیگانه‌گاه‌ها» درون شهرهای انسان‌ها زندگی و خالق را پرستش کنند. آن الف‌هایی که مقاومت ورزیدند تبدیل به الف‌های دیلز کوچ‌نشین شدند و پرستش خدایان الفی‌شان را استمرار بخشیدند و به تلاش‌هایشان برای بازیابی فرهنگ و تمدن از دست رفته‌ی اِلوِنان ادامه دادند.

تا سال ۹:۴۰ «عصر اژدها»، هر نگاره‌ی هنری در اورلِی که الف‌ها را به تصویر می‌کشید نابود شدند جز دیوارنمای اصلیِ شارتان که در آن گوش‌هایش بریده شده‌اند و نسخه‌ای وفادار به آن در دانشگاه اورلِی. از بعضی از محققان امروزی اورلِی درخواست شده بود که رساله‌هایی را در باب اینکه چطور الف‌ها بر اساس گوش‌های «خرگوش‌مانند» و هوش حیوانی‌شان چیزی جز حیواناتی برای شکار نیستند (بخشی از دلایل آن برای تضعیف امپراطریس سِلِن) و برقراری رابطه با یکی از آنها توهین به خالق و همانند خوابیدن با یک حیوان است، بنویسند.

در قرن‌های متعاقبِ سقوط دیلز، بعضی از الف‌ها توانستند به ورای موقعیت‌شان ترقی کنند: مهم‌ترین‌شان «گراهالِ گری‌واردن» بود که «آندورال»، ارباب اهریمنی را کشت و به چهارمین «بلایت» پایان داد. و نیز بریالا (که می‌تواند بدل به اولین مارکیز الف شود).

با این حال، همچنان باید پیشرفت‌های زیادی صورت بگیرد. به عنوان مثال حتی در «فرلدنِ» امروزی، الف‌های شهری حق حمل سلاح ندارند. در اورلی تنها می‌توانند تیغه‌هایی به اندازه‌ی کف دست حمل کنند. پاکسازی بیگانه‌گاه‌ها همچنان به طور مرتب رخ می‌دهد. بسیاری از الف‌ها در توینتر همچنان در بردگی به سر می‌برند و الف‌های بسیاری اغلب دزدیده و حتی داوطلبانه به توینتر فرستاده می‌شوند تا به بردگی فروخته شوند. الف‌های فرلدن حتی طی زمانی که تحت اشغال اورلِی قرار داشت، دارایی شخصی محسوب و همچون اموال خرید و فروش می‌شدند. در نتیجه بسیاری از الف‌هایی که در سرزمین‌های تحت اشغال کوناری‌ها زندگی می‌کردند، به امید زندگی بهتر تصمیم گرفتند که پذیرای «کیون» (نظام‌نامه‌ی شرف کوناری‌ها) شوند، و حتی بسیاری از آنها حاضر شدند جاسوسان «بِن-هاسرات» شوند.

پس از وقایع «شورای عالی» در سال ۹:۴۴ عصر اژدها، الف‌ها در جریانی پیوسته از محفل تفتیش‌عقاید، موقعیت‌شان به عنوان خدمتکاران و حتی قبایل الف‌های دیلز در سراسر تِداس شروع به خروج کردند که ظاهراً برای پیوستن به فن‌هارل، خدای شورشی است.

 

ادامه دارد …

درباره ی Raistlin Majere

همچنین ببینید

جهان تِداس / قسمت اول / الف‌ها: بخش اول 

الف‌ها: بخش اول      الف‌ها نژادی انسان‌گونه و معمولاً کوتاه‌تر از انسان‌ها هستند (اگرچه این …

یک دیدگاه

  1. مطالب جالبیه که مشابهش مطمئنم توی منابع فارسی زبان پیدا نمیشه
    یه خسته نباشید و خداقوت کمترین کاریه که از دستم برمیاد

دیدگاهتان را بنویسید