پنج شنبه , اسفند ۳ ۱۳۹۶
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / خلق خدا: مذهب در فانتزی | بخش دوم

خلق خدا: مذهب در فانتزی | بخش دوم

خلق خدا: مذهب در فانتزی | بخش دوم

در ادامه‌ی مبحث قبلی درباره‌ی خلق مذهبی جدید در فانتزی، این بار می‌خواهیم به سطوح مشارکت و ایمان در دنیای‌تان نگاهی بیندازیم. اول می‌خواهم نگاهی به ملاحظات اجتماعی بیندازم و سپس روی ملاحظات فردی متمرکز می‌شوم.

اجازه بدهید با روشن کردن موضوعی که در مقاله‌ی پیشین گفتم، آغاز کنم. من گفتم که فکر نمی‌کنم هر داستانی در درونش مذهب داشته باشد. منظورم این بود که شما مجبور نیستید مذهبی سازمان‌یافته را درون داستان‌تان بنویسید. با این حال، فکر می‌کنم باید درک کنید که بعضی از سیستم‌های ایمانی برای تجربه‌ی بشر نسبتاً محوری و مهم هستند. این سیستم ایمانی می‌تواند شکل‌های گوناگون بسیاری را به خود بگیرد. به عنوان مثال، یکی ممکن است استدلال کند که در رمان ۱۹۸۴ اورول، ساختار سیاسی و حکومتی، جایگزین مذهب سازمان‌یافته به عنوان سیستم ایمانی مرکزی شده است. فکر می‌کنم نوشتن چیزی که واجد شرایط سیستم ایمانی است، برای هر کاری از ادبیات گمانه‌زن نسبتاً مرکزی است. شما مجبور نیستید که آن را یک «مذهب» بنامید.

بیایید نگاهی به مذهب بالقوه‌تان از یک سطح اجتماعی بیندازیم. می‌خواهم بگویم که چیزی نظیر یک طیف وجود دارد که از یک دنیا، فرهنگ، حکومت یا جامعه‌ی خداسالار که مذهب بر همه چیز حکومت می‌کند تا دنیایی که کاملاً از مذهب اجتناب می‌کند (حداقل در ظاهر)، متغیر است. مهم است که به یاد داشته باشید مردمی که در یک جامعه‌ی سازمان یافته زندگی می‌کنند انتظارات و نیازهای خاصی دارند و بعضی از آنها با مذهب پاسخ داده می‌شوند. اگر از مذهب برای پاسخ دادن به آن نیازها و انتظارات استفاده نکنید، باید چیز دیگری را پیدا کنید.

فکر می‌کنم در یک سطح اجتماعی، شما باید با پرسیدن این سوال که نقش کلی مذهب در دنیای‌تان چیست، شروع کنید. با اینکه حوزه بسیار گسترده است، من آن را به چهار نقطه‌ی قابل تامل در طیف مذهب تقسیم می‌کنم:

۱) کلیسا = دولت. بسته به اینکه هدف نهایی‌تان در داستان چه چیزی باشد، این سیستم بی‌نهایت می‌تواند خوب یا بد باشد. مثلا در آمریکا، ما مایلیم فکر کنیم که کلیسا و دولت هیچوقت نباید با یکدیگر تلاقی داشته باشند، اما این کاملاً ممکن است که یک حکومت دولت/کلیسایی خیراندیشی را در داستان نوشت. نمی‌گویم که می‌تواند واقعاً وجود داشته باشد، اما احتمال آن جالب است … و بر پا کردن یک حکومت دینی خیراندیش می‌تواند فرصت‌های بسیاری را برای مناقشه با آنهایی که ممکن است با سیستم مخالفت کنند، حتی اگر این سیستمی «خیر» باشد، ارائه کند.

۲) مذهب بزرگ و فعال. این سیستم احتمالاً رایج‌ترین نوع نظم اجتماعی است که ما در دنیای واقعی می‌بینیم. حکومتی که یک جورهایی در کنار یک دین یا ادیان بسیار فعال وجود دارد، و هر دو باید برهم با یک جور سیستم کنترل و توازن ناگفته (یا شاید گفته شده) نظارت کنند.

۳) مذهب عملاَ صوری. در این نوع سیستم، مذهب چیزی است که همگان دارند، حال ایمان به آن عملی باشد یا نه یا اینکه در سطح فردی به آن معتقد باشند یا نه، بستگی به خودتان دارد. من فکر می‌کنم که تا حدی این سیستم هر دو نوع قبلی را تغذیه می‌کند، چرا که در هر سیستمی، آدم‌هایی خواهند بود که به دین نسبتاً بی‌تفاوت هستند. شاید آنها خودشان را با ایمان بنامند، اما هیچ درک واقعی از اصول محوری ایمان ندارند. تنها این فکر وجود دارد که «همه کسانی که اینجا زندگی می‌کنند به X ایمان دارند، پس من هم باید به آن ایمان داشته باشم.» این مذهب ممکن است، مذهبی نسبتاً ایستا هم باشد؛ ایمانی که آیین مذهبی و وظایفش را انجام می‌دهد بدون آنکه واقعاً هر گونه رشد یا تغییری داشته باشد.

۴) مذهب در حال مرگ، حکومت در حال ترقی. اینطور نیست که این مسائل با همدیگر پیش بروند، بلکه فکر می‌کنم این نشانگری مهم در طیف است، چرا که پدیده‌ای است که در دنیای واقعی وجود دارد. دولت یا حکومت روز به روز دارد قدرتمندتر می‌شود و به دین به عنوان یک تهدید یا حشو می‌نگرد و یا فعالانه آن را سرکوب می‌کند و یا اجازه می‌دهد که مذهب خودش از بین برود.

راستش، فکر می‌کنم که در هر جایی از طیف اجتماع، فرصت‌های بسیاری برای درگیری‌های خوب وجود دارد. یکی از چیزهایی که گاهی وقت‌ها مذهب دارا می‌باشد، ارائه‌ی یک نظام اخلاقی یا معنوی برای رفتار و قانون است، و وقتی آن نظام اخلاقی یا معنوی با چیزی که دولت می‌خواهد در تضاد قرار بگیرد، انواع و اقسام مسائل چالشی می‌تواند رخ دهد (هم خوب و هم بد).

پس این، چشم‌انداز کامل‌مان است. چشم‌انداز فردی‌مان چه؛ کاراکترهای داستان‌تان؟ آنها چگونه با مذهب‌تان سازگار می‌شوند؟ دوباره، طیف بسیار بسیار گسترده‌ست، اما می‌خواهم بگویم نشانگرهای نسبتاً خوبی در کنار شیوه‌ای که نقاط شروع خوبی برای فهمیدن اینکه کاراکترهایتان به چه چیزی باور دارند، ارائه می‌کند، وجود دارد که به آن‌ها اشاره خواهم کرد.

۱) بی‌ایمان فعال. بی‌ایمان فعال حریفی صدادار برای ایمان است؛ شاید آتئیستی است که از طریق منطق و علم سعی دارد متقاعد کند که خدایی وجود ندارد، یا شاید با ایمان سابق خسته‌ای که از آن پرهیز کرده است و حالا می‌خواهد هر کس دیگری هم همین کار را انجام دهند.

۲) شکاک. شکاک می‌تواند آگنوستیک باشد (آگنوستيك‌ها كساني هستند كه اعتقاد دارند نمي‌توان فهمید خدا یا خدایان وجود دارند يا خير) یا یک فلیسوف که به دنبال حقیقت است یا کسی که در مذهب تازه‌وارد است و سوالاتی واقعی درباره‌ی درستی‌اش می‌پرسد.

۳) بی‌اعتقادِ بی‌خیال. این کاراکتری است که اصلاً به ایمان اهمیتی نمی‌دهد. او فعالانه تلاش نمی‌کند که آن را ساقط یا گسترش دهد. او ممکن است خودش را فردی با ایمان بنامند، اما واقعاً به آن عمل نمی‌کند. او خنثی است. همینطور می‌خواهم در زیر این برچسب بی‌اعتقاد اخلاق‌مدار را هم بیاورم: شخصی است که با منطق اخلاقی و سیرتِ فردی با ایمان به نظر می‌رسد، اما ایمانی به مذهب ندارد.

۴) مومن. این شخصیت مومنی واقعی است، پیروی  با ایمان و عملگرای فعال مذهب. مایلم که به این دسته از کاراکترها با عنوان معتقد «متفکر» بیاندیشم – کسی که ایمان دارد و به آن عمل می‌کند، اما در مورد آن متعصب نیست – کسی که با سایر دیدگاه‌ها و ادیان‌ها مشکلی ندارد، اما مایل و مشتاق است که وقتی از او سوال می‌شود، آن را با بقیه در میان بگذارد.

۵) متعصب. متعصب شامل هر چیزی می‌شود. هر چه مذهب بخواهد، متعصب انجام می‌دهد. این شخص بسته به دیدگاه شما هم می‌تواند ترسناک‌ترین و هم آرامش‌بخش‌ترین شخص صفحه باشد.

لطفاً به یاد داشته باشید که این‌ها فقط نقاط شروع هستند! خلق یک مذهب یک دستورالعمل نیست که من بتوانم در چند پست قرار دهم. من تنها دارم سعی می‌کنم چکیده‌ای از اصول اولیه را توضیح دهم تا خلق دنیایتان را برایتان آسان‌تر نمایم.

مقاله‌ی بعدی در این سری: تقاطع علم، مذهب و جادو

درباره ی Kaladin stormblessed

همچنین ببینید

کمیک دوران اژدها شوالیه آواره (۵ جلد کامل)

درود دوستان عزیز در ادامه ارائه های جشن ۷ سالگی دوران اژدها، امشب با ارائه …

پاسخ دهید