شنبه , اردیبهشت ۱ ۱۳۹۷
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / دره اژدها / داستان گروهی / کامل

دره اژدها / داستان گروهی / کامل

درود دوستان عزیز

🌙 یلدا یعنی یادمان باشد زندگی آنقدر کوتاه است
که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.

🍉امیدوارم که شب یلدای بسیار خوبی را در کنار خانواده تون سپری کرده باشین و آغاز فصل زمستان رو به همه ی دورانی های عزیز تبریک میگم و همچنین امیدوارم که زمستون گرمی در پیش داشته باشید ☺🎉🎊🎈🎁🎊🎉

کتابی که امروز ارائه می شود حاصل تلاش جمعی از کاربران دوران اژدها هست که به عنوان هدیه ای ناچیز برای شما عزیزان آماده کردیم

دوران اژدها برای اولین بار تقدیم می کند: “داستان گروهی دره اژدها”

حتما دانلود کنین و از خوندنش لذت ببرین.

نام کتاب: دره اژدها

بخش هایی از داستان:
➖جاده‌ای را ديد كه اولین بار سال‌ها پيش، همراه دوست قدیمی‌اش قدم بر آن گذاشته و به سمت آن حفره‌ی خوفناک بزرگی آمد که قرن‌ها پیش، شهر باستانی باشکوهی درون آن سقوط کرده بود.
➖«این موضوع خیلی جدیه! اگه شایعه‌ی صداها درست باشه یعنی اژدهاها دارن بیدار می‌شن!»
➖«…امانوئل از قوانین تخطی کرده.»
➖«درسته که می‌گن می‌خواد بر اژدهاها حکم‌رانی کنه؟»
➖نگاهش که خالی از هر گونه احساسی بود ناگهان با اندوه پر شد گویی در یک لحظه کاملاً بی‌دفاع و بی‌کس شده بود.
➖«مجبور بودی؟ مجبور بودی با بهترین دوستت چنین کاری بکنی؟»
➖به ياد عهد و پیمانشان افتاد؛ دستی که دادند، سوگندهایی که خوردند، آرزوهایی که برای رسیدن بهشان با هم رویابافی کردند…
و حالا در برابر هم می‌جنگیدند!
➖«قرار بود ازشون دفاع کنی نه این‌که این‌جوری باعث مرگشون بشی!»
➖آرزو می‌کرد تمام این اتفاقات یک خواب باشد…
➖ابتدا درنگ کرد ولی بعد فقط یک جمله گفت: «فکر می‌کردم دوستی‌ها خیلی مهم‌تر از خیلی چیزهای دیگه‌ست!» و با قدم‌های خسته از آن‌جا رفت.

Dragon Valley

برای دریافت کمیک ها و کتاب های بیشتر به کانال تلگرام ما مراجعه نمایید:

لینک کانال

درباره ی Ragnar Lothbrok

همچنین ببینید

کاغذ و فولاد / دوران اژدها (داستان کوتاه)

درود دوستان امروز با ارائه داستان کوتاه فوق العاده زیبای کاغذ و فولاد از مجموعه …

دیدگاهتان را بنویسید