یکشنبه , خرداد ۲۶ ۱۳۹۸
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / سرگذشت لنری، هالیکس کیست؟ + چاندرین

سرگذشت لنری، هالیکس کیست؟ + چاندرین

«چاندرین» گروهی متشکل از هفت موجود است که در اساطیر و فولکلور سراسر تِمرانت شناخته شده‌اند. آنها با نام‌های «هفت»، «رینتا» و «بی‌نام‌ها» نیز شناخته می‌شوند.

درباره‌ی چاندرین چیز چندان مشخصی وجود ندارد، جز اینکه تقریباً در تمام جهان به عنوان نیروی شر عظیم پنداشته می‌شوند. بر طبق بیشتر گزارش‌ها، تعدادشان در مجموع هفت تن است. در افسانه‌های اِیدِم آنها سیفوس، اِسترکوس، فِرول، اوسنیا، دالسِنتی، آلِنتا و آلاکسل نامیده شده‌اند. بعضی، نه همه‌ی چاندرین، با نام‌های دیگری نیز شناخته می‌شوند. «فِرول» معمولاً به «سیندر» نسبت داده می‌شود و «آلاکسل» به طرز فراگیری به نام «هالیکس» معروف است.

اعتقاد بر این است که هر یک از چاندرین، نشانه‌ی مخصوص به خود را دارد که از طریق آنها می‌توان فهمید که آیا نزدیک هستند یا نه. یکی از شناخته شده‌ترین این نشانه‌ها، شعله‌ی آبی است که اغلب پیش از حمله‌هایشان دیده می‌شود.

برای اغلب مردم «چهار گوشه‌ی تمدن»، چاندرین اسطوره هستند، شاید بیشتر از هر موجود یا مخلوق افسانه‌ای دیگر. با این وجود، به زبان آوردن نام هر کدام از اعضای چاندرین به شدت تابو است، چرا که خرافه‌ای وجود دارد که به زبان آوردن نام‌شان موجب پدیدار شدن‌شان می‌گردد که شاید چندان هم بی‌اساس نباشد.

در رابطه با ریشه‌های چاندرین، گفته می‌شود که آنها اولین زنان و مردانی بودند که از «مسیر تهلو» سر باز زدند. با این حال، در طول روایت «اسکارپی» از «داستان لنری» که آن را با کواث در میان می‌گذارد، او ادعا می‌کند که چاندرین در زمان نابودی «میر تارینیل»، کمی پس از پایان «جنگ خلقت» به دست «سلیتوس» نفرین شدند.

لنری جنگجویی افسانه‌ای در فولکلور «چهار گوشه‌ی تمدن» است.

درباره‌ی لنری به جز دلاوری بی‌حد و حصرش در نبرد، اطلاعات اندکی شناخته شده است. کواث جوان معتقد بود که او پادشاه یا شاهزاده است. اسکارپی از او به عنوان قهرمانی بزرگ در «جنگ خلقت» یاد می‌کند که به نیرومندی ده‌ها فرد است. او با «نام‌گذاری» قدرتمند به نام «لیرا» ازدواج کرد. شمشیری از نقره با خود حمل می‌کرد و پس از نبرد در «دروسن تور»، معروف است که زرهی از فلس‌های آهنی سیاه به تن می‌کرد.

در داستان عامیانه‌ای که اسکارپی تعریف می‌کند، لنری به خاطر اعمال دلاورانه‌اش در طول جنگ خلقت و مخصوصاً در طول نبرد «دروسن تور» که در آن کشته شد، شناخته شده است. پس از مرگش، همسرش لیرا، مهارت بالایش در نام‌گذاری را با فراخواندن او از آن سوی درهای مرگ و به دنبال آن زنده کردن دوباره‌ی او به نمایش می‌گذارد. در سال‌های پس از این رویداد لیرا می‌میرد. اینکه مرگ او به دلایل طبیعی بوده است یا نه نامعلوم است، اما عموماً بر سر این مسئله توافق وجود دارد که از دست دادن همسرش موجب شد که لنری به جنونی اندوهناک کشیده شود. او برای به دست آوردن هر قدرتی که امکان داشت لیرا را زنده کند، عازم ماموریتی می‌شود که بی‌هیچ شک و تردیدی او را به دیدار با «کثِی»، احتمالاً در «قلمروی فِی» کشاند.

لنری در نهایت به این باور می‌رسد که توانایی کافی برای کامل کردن هدفش را در اختیار دارد، اما در پایان در احیای لیرا شکست می‌خورد. از غم و اندوه، تلاش می‌کند که دست به خودکشی بزند. آنگاه است که پی می‌برد قدرت نوظهورش باعث شده است که او از مردن، خوابیدن یا حتی فراموش کردن ناتوان شود. اعتقاد بر این است که در همین زمان او هویت خود را از لنری به موجودی که با نام «هالیکس» شناخته می‌شود، تغییر داده است.

لنری در درماندگی و سردرگمی‌اش هفت شهر از هشت شهر باقیمانده‌ی «امپراطوری اِرگِن» را با خاک یکسان می‌کند. در طول همین زمان است که او شش موجود دیگر را که در نهایت با عنوان «چاندرین» شناخته می‌شوند، به دور خود گرد می‌آورد. در پایان، او شهر تابناک «میر تارینیل» را با به بند کشیدن فرمانروایش «سلیتوس» توسط نام خودش و مجبور کردنش برای تماشا نابود می‌کند. پس از آن، لنری به تیره‌روزی‌اش اعتراف و تلاش می‌کند که سلیتوس را برای ملحق شدن به او و چاندرین در تلاش‌شان برای نابودی «تِمِرانت» به خدمت بگیرد. سلیتوس امتناع می‌ورزد و در عوض هالیکس و دیگر اعضای چاندرین را به داشتن چیزهایی نفرین می‌کند که در زمان حاضر نشانه‌های آنها تلقی می‌شود.

درباره ی Ragnar Lothbrok

همچنین ببینید

بوسه های خون آشام / جلد سوم / دهکده خون آشام (کامل)

درود دوستان عزیز امروز با ارائه جلد سوم از کتاب بسیار زیبای بوسه های خون …

دیدگاهتان را بنویسید