شنبه , آبان ۲۶ ۱۳۹۷
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / معرفی زیرشاخه های فانتزی | قسمت دوم: فانتزی گذرعمر

معرفی زیرشاخه های فانتزی | قسمت دوم: فانتزی گذرعمر

انواع فانتزی

بخش دوم: فانتزی گذرعمر

ترجمه: محمدمهدی پرویز حمیدی

شاید بهترین راه معرفی این زیرشاخه فانتزی، اشاره به آثار کلاسیکی مانند جین ایر، تام سایر یا آرزوهای بزرگ باشد (هرچند این آثار فانتزی نیستند). در این گونه از داستان، شخصیت مثبت، در طول یک بازه زمانی طولانی مدت مورد بررسی و همراهی بوده و خواننده، همگام با او تمام اتفاقات رخ داده برای قهرمان را تجربه کرده و حالات او را درک می­کند. اصولاً سرآغاز تمام اتفاقات از دست دادن یک نفر یا بیگانه‌سازی قهرمان است. مثلاً، او متوجه می‌شود که فرزند واقعی والدینش نیست یا پدرش را در اتفاقی ناگوار از دست می‌دهد یا از محیط و شرایط زندگی که به آن تعلق دارد، دور می‌افتد.

گاهی نیز قهرمان داستان به طور ناگهانی یا به سفارش و کمک کسی (که معمولاً بعدها آموزگار او می‌شود) پی به قدرتی عجیب- معمولاً جادویی- در خود می‌برد که برای هیچ‌کس قابل درک نبوده و معمولاً خرابی به بار می‌آورد.

این قدرت عجیب هر چه که هست، قهرمان را وا می‌دارد تا در سفری طولانی و ماجراجویانه- معمولاً همراه با یک آموزگار- به دنبال کسب دانش بیشتری درباره این قدرت مبهم رفته و در این سفر، خواننده شاهد رشد همه‌جانبه قهرمان خواهد بود. در پایان این سفر- که معمولاً در میانه آن، آموزگار به صورت دراماتیک توسط شخصیت منفی یا سربازانش کشته می‌شود- قهرمان یاد می‌گیرد که چطور از قدرتش در راه خیر و نیکی استفاده کرده و سرانجام ضد قهرمان داستان را شکست می‌دهد.

ضد قهرمان داستان معمولاً در تضاد کامل با قهرمان قرار داشته و تمام تلاشش را برای به شکست کشاندن ماموریت قهرمان انجام می‌دهد. زیرا حیات این ضدقهرمان وابسته به عدم موفقیت قهرمان است. (مثل رابطه سائرون و فرودو یا سائرون و آراگورن در ارباب حلقه‌ها)

به نوعی می‌توان فانتزی گذرعمر را نوعی فانتزی توصیفی نامید که می‌تواند بارقه‌هایی از سایر شاخه‌های فانتزی را در خود داشته باشد. اما درون‌مایه و طرح کلی فانتزی گذرعمر، روایت زندگی یک شخصیت معمولاً محافظه‌کار است که به واسطه اتفاقاتی مجبور به ترک پناهگاه امن خود شده و در دنیایی خطرناک، دست به کارهایی بزرگ می‌زند تا جایی که سرنوشت گروهی از مردم یا تمام جهان به تصمیمات و عملکرد او بستگی دارد. (مانند شخصیت بیلبو در هابیت.)

جادو: بسیار مورد استفاده. بیشتر اوقات موهبت ویژه‌ای که قهرمان از آن برخوردار است، از جنس جادو بوده و کسب اطلاع از این قدرت نهفته می‌تواند بهانه خوبی برای دنبال کردن یک سفر پر ماجرا باشد.

شخصیت‌پردازی: بسته به سلیقه نویسنده می‌تواند متفاوت باشد. ممکن است ما با طیف بسیار وسیع و متنوعی از شخصیت‌های مختلف رو به رو بوده و یا تنها به تعدادی شخصیت اصلی که بار تمام داستان را به دوش می‌کشند طرف باشیم.

پیچیدگی طرح داستان: معمولاً ساده بوده و عموم مردم می‌توانند طرح و نقشه کلی داستان را متوجه شوند.

خشونت: معمولاً کم بوده و چندان خبری از خون و خون‌ریزی وحشتناک و شکنجه‌های دردناک در آن نیست هر چند در هر زمینه‌ای استثنائاتی پیدا می‌شود.

از بهترین نمونه‌های این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نام باد (سرگذشت شاه‌کش) اثر پاتریک رافوس
  2. هری پاتر اثر جی.کی.رولینگ
  3. مه‌زاد اثر برندون سندرسون
  4. ترس فرد خردمند (سرگذشت شاه‌کش) اثر پاتریک رافوس
  5. چشم جهان (چرخ زمان) اثر رابرت جوردن

درباره ی Raistlin Majere

همچنین ببینید

جک آلومنسر و گودال های التانیا / مه زاد (برندون سندرسون / داستان کوتاه)

درود دوستان امروز مشتاقیم که داستان کوتاه جدیدی از مجموعه مه زاد، نوشته ی برندون …

8 دیدگاه

  1. اولین باره اسمشو میشنوم ? به انگلیسی چی میشه؟

  2. دستت درد نکنه مهدی، خسته نباشی، فقط مقاله یه جوری بود انگار داره … اهم ? منظورم اینه که یه حالتی بهم دست داد انگار داره فانتزی گذر عمر رو خورد میکنه، نمیدونم میفهمی چی میگم یا نه*تفکر*

    • نه!
      ببین اصلا بحث خرد کردن نیست!
      به هر حال هر فانتزی حتی فانتزی اعلایی مثل کارهای سندرسون هم از یک سری کلیشه پیروی میکنه! منتها هنر نویسنده اینه که این کلیشه ها رو طوری بپوشونه که در چشم خواننده دیده نشه!
      جامعه هدف این مقالات هم بر و بچه هایی هستن که میخوان دست به قلم بشن واسه همین باید یه سری ابزارهای نوشتار رو بلد باشن!

  3. دقیقا مثل اکثر کتابای دارن شان

  4. پس بهش میگن فانتزی گذر عمر هان؟:-))
    مطلب خیلی خوبی بود، الان میدونم داستان هاییکه خوندم چه ژانری بودن☺
    نخسته مهدی ?

  5. استفاده از اصطلاح ” ضد قهرمان” بجای انتاگونیست غلطه. ضد قهرمان دشمن قهرمان نیست. قهرمان و ضد قهرمان پروتاگونیست هستند و دشمنشون انتاگونیست.
    کلا بهتره یه مطالعه ای در مورد ضد قهرمان و انتی هیرو و اینکه چطور بوجود اومد بکنید چون مطلب به این خوبی با اینطور اشتباهات ارزش خودش رو از دست میده. متاسفانه خیلی از منابع فارسی از جمله ویکیپدا این رو کاملا غلط نوشتن و ضد قهرمان رو معادل انتاگونیست دونستن البته در قسمت بحث همون صفحه درخواست تصحیح شده.
    در ویکیپدیای انگلیسی میتونید anti hero رو چک کنید و همچنین در بقیه منابع انگلیسی دیگه.
    بطور خلاصه ضد قهرمان همون قهرمان داستانه ولی از نظر ظاهری یا اخلاقی مثل قهرمان نیست مثل هری کثیف یا کاراکترهای وسترنی که ایستوود نقشش رو بازی کرده. یعنی ممکنه گذشته تاریکی داشته باشه یا هدفش خوب نباشه ولی چیزی که مهمه ایکه ما در داستان همراه قهرمان و یا ضد قهرمان هستیم و ضد قهرمان دشمنمون نیست دشمنمون انتاگونیسته.

    • فرمایش شما کاملا متین! اتفاقا یه مقاله ای با همین مضمون در دست تهیه هست که تقاوت بین انتی هیرو و انتاگونیست رو توضیح میده!
      منتها این جا من معادل بهتری برای این واژه پیدا نکردم! ضمن این که هدف اصلی این مقاله معرفی این نوع فانتزی بود!
      یکی از بهترین وجوه تمایز قائل شدن بین انتی هیرو و انتاگونیست اینه که اگر انتی هیرو پیروز بشه، تا حدودی تعادل و نظم به اون دنیا برمیگرده اما پیروزی انتاگونیست اصولا بی نظمی و خرابی بیشتر به بار میاره!
      حالا این رو گفتم که بگم اینجا منظورم از ضد قهرمان دقیقا انتاگونیست بوده اما خب معادل فارسی بهتری برای این قضیه پیدا نکردم!
      ضمن این که لزوما انتاگونیست دشمن انتی هیرو نیست! تعریف دقیق انتی هیرو اینه که اون شخصیت یه چیزی از قهرمان داستان کمتر داره! مثل انگیزه، قدرت یا هوش! حالا این شخصیت میتونه در تمام داستان به نفع پروتاگونیست یا انتاگونیست وارد عمل بشه و یا حتی از این درگیری برای بالا کشیدن خودش برای رسیدن به هدفش استفاده کنه که دقیقا وقتی هدف انتی قهرمان داستان به یه مرحله بالاتر میرسه اونجا ما میتونیم شاهد تبدیل انتی هیرو به انتاگونیست باشیم!
      اما ممنون از نکته بینی خوبی که داشتی!

دیدگاهتان را بنویسید