جمعه , فروردین ۳۰ ۱۳۹۸
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / معرفی شخصیت های ویچر/ قسمت سوم/ دندلاین، روچ، وس

معرفی شخصیت های ویچر/ قسمت سوم/ دندلاین، روچ، وس

معرفی شخصیت های ویچر / قسمت سوم:

«دندلاین»


جولیان آلفرد پانکراتز ملقب به ویسکانت د لاونهوف و یا ساده تر همون جسکیر (به لهستانی) که به اسم دندلاین (به انگلیسی) می شناسیمش.
شاعر و ترانه سرا و خواننده و نوازنده ی معروف و البته بهترین دوست گرالت .
متولد سال ۱۲۲۹ و یه اشراف زاده با اصلیت ردانیایی است. تو دانشگاه اکسنفورد درس خونده و استعداد شاعریش تو سن ۱۹ سالگی گل می کنه.
به مدت یه سال استاد ثابت دانشگاه اکسنفورد بود ولی بعدش برای سفر و گشتن دنیا، دانشگاه رو ترک می‌کنه چون معتقده باید همه دنیا رو بگرده و ببینه تا الهام بخش داستان‌هاش باشن ولی گه گاه به عنوان استاد مهمان توی اکسنفورد درس ارائه میده.
دندلاین (جسکیر) در مدت کوتاهی شهرت جهانی کسب می کنه و به عنوان بهترین ترانه سرای کل شمال شناخته می شه. (گرالت و ینفر هم به واسطه شعرهای دندلاین همه جا شناخته شده اند. شعر «توله شیر سینترا» که لقب #سیری هست هم شناخته‌شده ترین شعر دندلاینه)

دندلاین در داستان گویی همیشه توی واقعیت دست می بره و معتقده مردم نمی خوان حقیقت رو بشنوند و بهش نیازی ندارند. اونا داستانهای قشنگ می خوان، من هم بهشون میدم.

دندلاین یه دن ژوان به تمام معناست و با داشتن زبون چرب و نرم و ظاهر جذاب تقریبا دل هر زنی رو به دست میاره و هم زمان با چند نفر رابطه داره و حتی این توانایی رو داره همزمان مخ چند نفرو بزنه! اون بسیار خوش چهره و خوش پوشه و به زیبایی الف ها توصیف شده (همین نشون میده پوست خوبی داره و جوانتر از سنش نشون میده). توی کتاب موهاش بوره ولی توی بازی ها موهای قهوه ای داره. به سر و وضعش خیلی اهمیت میده چون تو حرفه اش ظاهر اهمیت زیادی داره. خیلی ولخرجه و بخاطر همین معمولا مفلس و بی پوله
توی اکسنفورد شُهره به لاابالیگری و خانم بازی و حتی حماقته ولی شواهد نشون میدن در همه دروس نمره های بالایی گرفته و ممتاز بوده.
خب اون واقعا لاابالی و مفت خوره. گزافه گو و خالی بنده و دهنش چفت و بست نداره و ممکنه سهوا اطلاعاتی که نباید رو لو بده. بخاطر ولخرجی هم معمولا مفلس و بی پوله ولی نمیشه گفت احمقه! گاهی حتی کارای نبوغ آمیز مثل نقشه ی دزدی از دیجکسترا هم ازش سر می زنه! (بقول شرلوک هلمز توی «a study in pink» کسی که همزمان چند تا رابطه رو اداره می کنه حتما ضریب هوشی بالایی داره!)
دندلاین خوب از سیاست سر درمیاره و حتی جاسوسی هم می کنه. هر از گاهی برای گرالت تحلیل های سیاسی از اوضاع دنیا می کنه که معمولا منجر به بحثهای فلسفی می شه.

در اینکه گرالت با هر استانداردی دوست بی نظیری محسوب می شه شکی نیست ( تریس هم بخاطر همین سوتفاهم عاشق گرالت می شه). دندلاین هم اینو خوب می دونه و بارها سعی کرده در حد توانش محبتهای گرالت رو جبران کنه چه با شعر های معذب کننده اش! چه با خریدن شمشیر گرون تقلبی! چه استفاده از توانایی های مُخ زدن و مجاب کردن دیگران برای کمک و نجات گرالت و وقتی پای گرالت وسط باشه حاضره از منافع خودش بگذره و بین گرالت و طرف دیگر همیشه گرالت رو انتخاب می کنه. اون هیچوقت از کمک کردن به گرالت دریغ نمی کنه (مگر تنها یه مورد، نرفتنش به قصر استیگا و همراهی نکردنش در مواجه با ویلگوفورتز و به عوض موندن توی توسانت با ملکه آنا هنریتا که قابل درکه. دندلاین توانایی جنگیدن نداره اون یه شاعر و نوازنده است و ویلگوفورتز با کسی شوخی نداشت! حتی ریجیسِ هایر ومپایر از اون مهلکه زنده نموند دندلاین اگه می اومد هیچ شانسی نداشت که زنده بمونه همه ی همراهان گرالت برای نجات سیری مردن. در اصل سپکووسکی دندلاین رو تا جایی که می شد همراه گرالت نگه داشت وگرنه باید کاراکتر دندلاین رو حذف می کرد)

دندلاین و ینفر از هم خوششون نمیاد و جفتشون اون یکی رو لایق گرالت نمی دونن!(مصداق بارز تقابل دوست دختر بدجنس و رفیق ناباب!) نه دندلاین می تونه درک کنه گرالت چی توی اون عجوزه ی بداخلاق می بینه، نه ینفر سر در میاره گرالت چجوری از این هرزه ی مفت خور خوشش میاد! اما جفتشون به نحوی از خاص ترین شخصیت های داستانهای سپکووسکی هستن که به هم حسودی می کنن!

دندلاین تو ماجراجویی های خطرناکی گرالت رو همراهی می کنه که باید اعتراف کرد واقعا نترس و شجاعه و به طرز عجیبی همیشه از مهلکه جون سالم به در می بره چه به واسطه گرالت چه ینفر و … بهتر بگیم #سپکووسکی دوست نداره دندلاین بمیره هرچی نباشه اون راوی داستانهای ویچر هست. (توی بازی هم دقت کرده باشید همه توضیحات کاراکترها به قلم دندلاین نوشته شده)

 

«روچ»


گرالت با بیشتر از صدسال سن تابه حال چندین اسب مختلف داشته که همشونو روچ صدا می زنه. گرالت مادیان رو به اسب نر ترجیح میده و اسم روچ هم جنسیتی دخترونه دارد. اسم روچ توی داستان که به زبان لهستانی هست płotka هست که معادلش Roach در نظر گرفته شده که ریشه ی فرانسوی هم داره ( Roachie یا Roachy بیشتر به معنی کلمه می خوره که توی ترجمه منتقل نشده). برخلاف چیزی که در ابتدا به نظر میاد روچ هیچ ربطی به اسم حشره و سوسک ندارد.‌ به ورنون روچ هم ربطی نداره!
بلکه płotka اسم نوعی ماهی کوچک آب شیرین که توی لهستان به وفور پیدا می شه. (بخاطر ریز و پر استخوان بودن ماهی خوش خوراک و محبوبی هم نیست)
روچ یار و همراه همیشه ی گرالت هست که اغلب تنها سفر می کنه و هم صحبتی نداره

روچ توی بازی ویچر۳ اهمیت و محبوبیت زیادی پیدا کرد مخصوصا بخاطر ابرقدرت طی الارض!
مهم نیست گرالت آخرین بار کی از روچ پیاده شده، وقتی سوت بزنه روچ سرو کله اش پیدا می شه حتی اگه اقیانوسی بین جایی که روچ رو ول کرده باشه و جایی که گرالت سوت می زنه باشه!
بخاطر همین محبوبیت و شوخی های زیادی که درباره روچ وجود داره سازندگان بازی توی اکسپنشن B&W یه کوئست شوخ طبعانه ی ویژه برای روچ‌ در نظر گرفتن. توی کوئست Equine phantoms که درباره ی شوالیه ای که بخاطر کشتن اسبش نفرین شده، گرالت معجونی رو می خوره که باعث میشه زبون حیوانات رو بفهمه (به عنوان اثر جانبی معجون) و روچ‌ حسابی با گرالت حرف می زنه و درباره صدای مردونه اش, ابر قدرت و محدودیتش توضیح میده و به گرالت تو حل پرونده کمک می کنه! خیلی هم‌کارش درسته ( در حقیقت نفرین شوالیه هم روچ باطل می کنه) با از بین رفتن اثر معجون متاسفانه گرالت دیگه حرفای روچ رو نمی فهمه.

 

«وس»


وس تنها عضو‌ مونث گروه بلو استرایپز
وقتی تنها ۱۶ سال داشت اسکویاتایل به دهکده محل زندگی اش حمله می کنند و بعد کشتار و غارت اون رو بخاطر خوشگل بودن نمی‌کشند و به اسارت می گیرند و بعد گذشت ‌چند سال توسط ورنون روچ و دیگر اعضای بلو استرایپز از دست اسکویاتایل آزاد می شه و به اونها محلق می شه.
وس در پرتاب چاقو و تیراندازی با کراسبون یا کمان زبورکی بهترینه. ورنون روچ انقدر به تیراندازیش ایمان داره که برای ترور شاه ردووید از فاصله ی خیلی زیاد هم روی وس حساب باز می کنه.
بنابر انتخاب های پلیر بازی ویچر ۲ ممکنه وس گرالت رو در زندان بخاطر اهانت به ورنون روچ بکشه و بازی شروع نشده تموم شه!(#۱۲۸۵۱۴#)
یا ممکنه همراه ورنون روچ گرالت رو از دست نیلفگاردی ها نجات بده
همینطور بنابر انتخاب های بازی و پیش رفتن داستان ممکنه توسط برنارد لوریدو و بعدا شاه هنسلت مورد تجاوز قرار بگیره و یا اصلا بمیره که در این صورت ورنون روچ حاضر نمیشه همراه گرالت به لاک مویین بیاد. وس یکی شخصیت‌های اصلی بازی ویچر ۲ است که در بازی ویچر ۳ هم حضور دارد.

گردآورنده: مهسا جوادی

ادامه دارد…

درباره ی Ragnar Lothbrok

همچنین ببینید

کمیک اژدهایان و سیاهچال ها / قلمروهای فراموش شده / بُرنده (۵ جلد کامل)

درود دوستان امروز با ارائه کمیک فوق العاده زیبای اژدهایان و سیاهچال ها – قلمروهای فراموش شده …

2 دیدگاه

  1. من شخصیت دندلاین رو خیلی دوست دارم، نمک داستانه وگرنه داستان خیلی خشن میشد.

دیدگاهتان را بنویسید