شنبه , آبان ۲۶ ۱۳۹۷
آموزش وردپرس
خانه / آخرین اخبار / موجودات فانتزی اساطیر یونانی رومی / قسمت دوم: اژدهای کولخیایی

موجودات فانتزی اساطیر یونانی رومی / قسمت دوم: اژدهای کولخیایی

موجودات فانتزی اساطیر یونانی رومی / قسمت دوم: اژدهای کولخیایی

این مقاله بخش دوم از مجموعه‌ای است که ما در آن به بررسی بعضی از موجودات و هیولاهای کمتر شناخته شده‌ای که در اساطیر کلاسیک یافت می‌شوند می‌پردازیم، چرا که بسیاری از این موجودات خارق‌العاده همتایانی مشابه در ادبیات فانتزی مدرن امروزی و فیلم‌ها دارند. امیدوارم که فرصت بیشتری برای دیده شدن به بعضی از این موجودات منحصر به فرد منابع باستانی بدهیم تا الهام‌بخش نویسندگان فانتزی برای امتحان مسائل جدید باشند و موجودات‌شان را در مسیرهایی جدید قرار دهند و خوانندگان نیز از آن لذت ببرند.

این بار نگاهی به اژدهایی خاص از اساطیر یونان و روم باستان می‌اندازیم. با این حال، به جای اژدهای معمولی که موقع گفتن این واژه به ذهن متدابر می‌شود – موجودی بالدار و پوشیده از فلس با نفسی آتشین که روی انبوهی از طلا خوابیده است – این اژدهای خاص بیشتر شبیه سگی نگهبان برای شیئی مقدس عمل می‌کند.

لازم به ذکر است که مفهوم موجودات مارمانند به عنوان نگهبانان اشیای مقدس به پیش‌تر از اساطیر یونانی بازمی‌گردد و ممکن است دلیل نقش احتمالی اژدهایان به عنوان نگهبانان اشیایی که برای انسان‌ها با تکامل یافتن جامعه اهمیت یافتند (یعنی طلا و جواهر)، همین باشد.

به سراغ اژدهای کولخیایی برویم.

خاستگاه‌ها

«اما مار با چشمان بدون خوابِ تیزش آمدن آنها را دیده بود و حال با آنها مواجه شد، گردن بلندش را دراز و به طور وحشتناکی هیس‌هیس کرد … هیولا در غلافی از فلس‌های شاخی، چنبره‌ی پایان‌ناپذیرش را به جلو غلتاند، همچون پیچش‌هایی از دود سیاه که از کنده‌های در حال سوختن بلند می‌شود و از زیر، یکدیگر را با حلقه‌های بی‌پایان دنبال می‌کنند.»

– آرگونات‌ها، آپولونیوس اهل رودز

همه‌ی آن اسطوره‌ها و افسانه‌هایی را به یاد می‌آورید که قهرمان باید از  هیولایی غول‌پیکر عبور می‌کرد، اما به جای اینکه مستقیماً با آن رو به رو شود، هوشمندانه صبر می‌کرد تا اینکه هیولا به خواب برود؟ جیسون و مدئا آنقدر خوش‌شانس نبودند. وقتی جیسون و آرگونات‌ها به کولخیس سفر کردند تا پشم زرین را به دست آورند – داستانی طولانی که خودش به تنهایی ارزش خواندن دارد – آنها با فهمیدن اینکه از پشم نگهبانی می‌شود، نسبتاً وحشت‌زده شدند. آن هم توسط اژدهایی که هرگز نمی‌خوابید.

اژدهای کولخیایی که به خاطر موقعیت جغرافیایی‌اش در کولخیس به این نام خوانده می‌شد، در نسخه‌های متعدد داستان جیسون (توسط نویسندگان گوناگون عهد عتیق) به عنوان موجودی فناناپذیر و بدون خواب و فرزند گایا و تایفون پس از شکست تایفون به دست زئوس توصیف شده است. خون از سر تایفون به روی زمین و گایا ریخت و اژدها خلق شد.

ظاهر

بسیاری از نویسندگان باستان به نگاه خیره‌ی اژدها در مقایسه با ترکیب بدنی‌اش بیشتر پرداخته‌اند، که این یعنی دزدیدن پشم زرین کاری غیرممکن است … اهمیتی نداشت چه پیش می‌آمد، اژدهای کولخیایی شما را می‌دید و متوقف‌تان می‌کرد. احتمالاً به طور بسیار دردناک.

آپولونیوس اهل رودز اژدها را به عنوان «جانور توانمندی که همه جا را با دقت زیر نظر دارد و هیچوقت روز و شب به خواب شیرین اجازه نمی‌دهد که چشمان پلک‌نزن‌اش را تسخیر کند» توصیف می‌نماید. در حالی که یکی از قصیده‌های پیندار (که بعد از آرگونات‌های آپولونیوس سروده شده است) اژدها را اینگونه با دقت توصیف می‌کند: «اژدهایی بسیار طماع و گرسنه که در طول و پهنا بسیار بزرگتر از کشتی‌ای پنجاه پاروئه است … با نگاهی خیره و پشتی خالدار.»

دیگر نویسندگان به اژدهای کولخیایی صفات فیزیکی دیگری را می‌دهند، نظیر چهار سوراخ بینی، یک یال و زبانی سه شاخه، سرسپردگی نسبت به طلا و «هر چیز طلایی را که می‌بیند دوست دارد و عزیز می‌شمارد» (فیلوستراتوس)، دوقلویی که به نگهبانی از پشم کمک می‌کند، ستون فقراتی دندانه‌دار و آرواره‌هایی عظیم.

شکست

اگر جیسون و مدئا گشت می‌زدند و بدون پشم زرین به خانه بازمی‌گشتند، داستان چندان جالب نمی‌شد. جیسون جستجویش را به اتمام نمی‌رسانید و ما هم به داستان بی‌نظیر بعدی درباره‌ی مدئا که بچه‌هایش را پس از خیانت جیسون به او به قتل رسانیده بود، نمی‌رسیدیم. همانند بسیاری از اسطوره‌ها در طول هزاران سال، نسخه‌های متفاوتی از داستان شامل بخش‌هایی است که هم به بخش‌های دیگر مرتبط هستند و هم نیستند، هم شبیه هستند و هم گاهی اوقات با هیچ چیز دیگری تطبیق نمی‌یابند.

وقتی نوبت به شکست دادن اژدهای کولخیایی می‌رسد، قهرمان داستان بسته به قصه‌گو تغییر می‌کند. در بعضی نسخه‌ها، جیسون با بی‌رحمی او را می‌کشد، در حالی که در سایر نسخه‌ها مدئا از جادویش برای فریفتن حیوان بی‌نوا استفاده می‌کند تا به خواب برود. با این حال نسخه‌های دیگر اظهار می‌کنند که اورفئوس یکی از آرگونات‌ها، از چنگش برای آرام کردن موجود استفاده کرد تا به خواب برود.

یک نسخه از داستان تنها روی گلدانی نقاشی شده مربوط به قرن پنجم پیش از میلاد باقی مانده است. روی این گلدان، همانطور که پشم از شاخه درختی در پشت سر جیسون آویزان است، جیسون عملاً توسط اژدها بلعیده شده. صحنه‌ی ترسناکی است، اما بدبختانه برای اژدها، پایان نزدیک است. زنی که در سمت راست اژدها ایستاده در واقع مدئا نیست، بلکه الهه آتناست.

احتمالاً به واسطه‌ی یاری اوست که جیسون در نهایت تبدیل به ناهار اژدها نشد؛ اگرچه فهمیدن حتمی آن، کار دشواری است، چرا که این نسخه از داستان تنها روی این نقاشی گلدان دیده می‌شود. معنایی که از آن برداشت می‌شود این است که اژدها به قدری قدرتمند و مخوف بوده که برای عبور از آن به کمک یک خدا نیاز بوده است.

نسخه مشهورتر داستان نقش مدئا را پررنگ می‌کند و این شکستِ اژدهای کولخیایی از اوست که به جیسون اجازه می‌دهد جایگاه به حقش به عنوان پادشاه لوکوس را به دست آورد و همین خیانت بعدترش به مدئا را ظالمانه‌تر می‌کند. مدئا معجونی خواب‌آور درست کرد که در آن کمی برگ سرو کوهی تازه ریخته و ورد خواب‌آور بر آن خوانده بود. او سپس معجون را روی اژدها پاشید که با بوییدن رایحه‌ی آن، به خواب فرو رفت.

چندین نویسنده ذکر کرده‌اند زمانی که اژدها به خواب فرو رفت، بدن چنبره زده‌اش را کاملاً باز کرد. و مدئا به جای قبول ریسک بیداری موجود و تعقیب آنها در حین فرار با پشم، از فرصت استفاده کرد تا ضمادی جادویی را روی سر اژدها بمالد که او را مدت‌ها بعد از رفتن‌شان در خواب نگه می‌داشت.

تاثیرش بر آثار بعدی

با اینکه بعضی از جنبه‌های اژدهای کولخیایی، بازتابی از مفهوم امروزی آنچه که یک اژدها باید باشد است، مفهوم ماری که از شیئی مقدس نگهبانی می‌دهد شاید با دوام‌ترین جنبه‌ی این موجود خاص باشد. البته این اولین ماری نبود که از شیئی مقدس نگهبانی می‌داد، اما بی‌تردید مسئول سنتی است که یک مار از یک زن شکست می‌خورد … و خیلی زود پس از آن همه چیز به هم می‌ریزد (همانطور که در مدئا اثر اوریپید متوجه می‌شویم).

اژدهای کولخیایی امکانات بسیاری را برای نویسندگان فانتزی مهیا می‌کند، چرا که مسائل ناگفته‌ی بسیاری درباره‌ی این جانور وجود دارد. همیشه بیدار است و به اطراف نگاه می‌کند … و شاید هم نیش‌های سمی دارد … و عظیم‌الجثه‌ست … اما دیگر چه؟ هیچوقت گفته نشده است که اژدهای کولخیایی چگونه شکارش را می‌کشد (اگرچه نسخه‌ای از داستان نقاشی شده روی گلدان شاید حاوی این اطلاعات باشد)، و جزئیات را به طور شگفت‌انگیزی برای خلاقیت تصور کاملاً باز باقی می‌گذارد.

 

 

 

 

درباره ی Raistlin Majere

همچنین ببینید

جک آلومنسر و گودال های التانیا / مه زاد (برندون سندرسون / داستان کوتاه)

درود دوستان امروز مشتاقیم که داستان کوتاه جدیدی از مجموعه مه زاد، نوشته ی برندون …

دیدگاهتان را بنویسید